هیچکس اشکی برای ما نریخت ،

هر که با ما بود از ما میگریخت ،

چند روزیست که حالم دیدنیست ،

حال من از این و از آن پرسیدنیست ،

گاه بر روی زمین زل میزنم ،

گاه بر حافظ تفعل میزنم ،

حافظ دیوانه فالم را گرفت ،

یک غزل آمد که حالم را گرفت ،

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ،

خود غلط بود آنچه میپنداشتیم

دسته ها : شعر
يکشنبه بیست و چهارم 11 1389

 

خواب خوبی می بینم
هر شب
و هر شب
تو در همان نزدیک خواب خوبم هستی
خواب نزدیکی می بینم
پر از پتوهای سرخ
پتوهای سبز
و چشمهام
با آرزوهای مبهم
خیس و خشک می شود مدام
همییشه
فکر می کنم
تا خوشبختیم
یک غلت دیگر از من مانده
و این غلت های لعنتی من را
اینکه از تو

دسته ها : شعر
پنج شنبه هفتم 11 1389

 

دیشب

آسمان ِ رویایم بارانی بود! ..

تو را دیدم

زیر آلاچیق ِ مهربانی ها آرام گرفته بودی

نگاه ات گره خورده بود

به دستان ِ من!

و آرام زیر لب زمزمه می کردی :

"دستانت را دوست می دارم"

 

لبخندی بر لبان ِ من بود ..

و نگاه ام به تو ُ آن همه زیبایی..

از لابه لای ابرها

خدا بر ما می تابید

و من

با عشق ،

به هر قطره ی باران

سلامی دوباره می دادم

 

خوب ِ من

تا انتهای باران

من هم بار دیگر سبز  خواهم شد

دسته ها : شعر
شنبه دوم 11 1389

 

این رویاست که مرا

به تو زنجیر می کند هر دم

 

دود می شوند دردهایم

در هر دم و بازدمم

به واسطه ی فانوس هایی که از تو

نور می گیرند

 

خاطرات

بر دیوار  ِ مرطوب ِ  مژگانم

خیس می شوند ، ریزش می کنند ؛

از پیش ِ آسمان ِ نزدیک ِ چشمانم

 

کمی از حوصله ات را

به دستان ِ من بده

برای روزهای مبادا شاید

دسته ها : شعر
شنبه دوم 11 1389

 

مثل باقی گل ها،
از خاک روییدند.
گرمای آفتاب، نوازش باد، طراوت آب،
قد کشیدند.

هنوز خواب بودند، در خواب غنچه بودن، در رویای شکفتن.
در خواب بودند، که دستی چیدشان،
در خواب بودند، که بردندشان.

هر کدام در گوشه ای، هر کدام در دنیایی:

یکی روی سنگ خیس کنده کاری شده ای
یک نام و دو تاریخ و چند بیت شعری -
چشم گشود.

یکی در دست سوزان عاشقی، زیر نگاه سنگین معشوقی
در سایه ی واژه ی سرخ عشق -
چشم گشود.

یکی زندگی را سرد دید. سرد سرد.
یکی زندگی را گرم دید. گرم گرم.

هردو، در عمر کوتاه خود، خوش بوییدند و زود پژمردند،
مثل باقی گلها.

دسته ها : شعر
پنج شنبه سیم 10 1389
X